فرمانروایان اشکور :
اشکور دیار مردان دلاور، سرزمینی با تاریخ دیرین همراه هزاران راز کهن که در دل نهفته دارد، در گذر زمان توانسته است، فرهنگ غنی و پربارش را پاس دارد و مردمان سخت کوش آن پاسداران خوبی در حفظ آداب و رسوم پهنه ای از سرزمین مقدس ایران باشند.
طبق اسناد تاریخی و تحقیقات دیاکونوف ( باستان شناس و محقق بزرگ روسی) طوایف آماردها و کاسی ها مستقل از حکومت مرکزی مادها در مناطق اشکور می زیستند. در دوره هخامنشی نیز مردمان این سامان تحت سلطه مستقیم حکومت مرکزی نبودند، اما پس از حمله اسکندر مقدونی به دیلمان و تصرف اشکور، باز هم بعد از مدتی مجددا" با شکست لشکر اسکندر، اشکور به استقلال فرمانروایی رسید. در دوره ساسانی به واسطه رشادت های جنگجویان مناطق دیلمان و اشکور و نیز حصار کوه های البرز، کشمکش های استقلال طلبانه زیادی با فرزندان شاپور اول و اردشیر اول ساسانی رخ داد، ولی با ظهور گیلانشاه در زمان شاه گُشتاسب ساسانی، حاکمیت تمامی مناطق گیلان و دیلم در لوای حکومت مرکزی قرار گرفت.
در این ارتباط از قرن سوم هجری قمری فرمانروایانی به شرح زیر بیش از پانصد سال بر خطه اشکور حکمرانی نموده اند:
- سلسله کاکیان : امیر کاک ( فرزند شهدوست )، ماکان بن کاک (برادران آل بویه، ابتدا از سربازان و سرداران این حاکم اشکوری بودند)، محمدبن ماکان و حسن بن فیروزان
- سلسله زیاران : مرداویج ( فرزند زیاربن وردانشاه)، ظهیرالدوله ابونصر وشمگیر، بیستون بن وشمگیر، شمس المعالی قابوس بن وشمگیر، منوچهر بن قابوس ( مقر حکومت در گرگان )، باکالنجار بن انوشیروان، دارا بن قابوس، اسکندر بن قابوس، امیر کیکاووس و گیلانشاه ( با ظهور حسن صباح و تسلط بر کوهستان های اشکور سلسله زیاران پایان یافت.)
- سلسله هزار اسبیان اشکوری : امیر هندوشاه اشکوری (پادشاهی مقتدر و با تدبیر که مرکز فرماندهی وی در لُوسَن یا روستای فعلی درگاه بود و توانست اشکور را از گزند حمله اولجایتو خان مغول مصون نگه دارد )، اسماعیل، کیامَلِک (مرکز فرماندهی او در روستای چاکان بود)، کیا جلال الدین، کیا محمد و کیا هزار اسب ( وی با تحمل شکست در جنگ منطقه سی پُل با علویان شمال ایران، فرمانروایی این سلسله در اشکور پایان یافت.)
به نام خداوند جان آفرین